کودای سواد موسیقی را در سه جنبه، خواندن، نوشتن و تفکر موسیقی رشد می داد و به همین دلیل سنین سه تا پنج سالگی را از روی تربیت موسیقی نسبت به سنین دیگر ترجیح داده و اعتقاد داشت، تمرین جدی و شرکت در اشتغال گروهی و اجرای موسیقی، دانش کودک را در بقیه عرصه ها بالا می برد و به همین علت نه تنها فرهنگ پایه ریزی می شود، بلکه بر توانایی های جسمی و ذهنی کودک به سازنده ترین و مفید ترین شکل اهمیت داده می شود.
"کودای" همینطور ترانه ها و ملودی های محلی را بسبب آموزش کودکان مناسب می داند و می گوید:"موسیقی محلی باید زبان مادری کودکان باشد، و (بهتر است) کودک پس از دستیابی به آن به سراغ موسیقی خارجی برود.
" هم کودای اهمیت فراوانی بخاطر سلفژ سرایش، آواز خوانی گروهی، ترانه های محلی و بازیهای آوازی قائل بود و معتقد بود که لذت ناشی از شغل و تلاش در یک حرکت گروهی خوب و شایسته انسانهای منضبط، با شخصیتهای متعالی می سازد.
آواز خوانی گروهی بسیار ارزشمند است، زیرا می توان همه نوع فرهنگ را از آن بدست آورد.
کودای سفرهای زیادی به سراسر دنیا نمود و بعلت روشهای دیگران ارج خاصی قائل بود و توصیه می کرد که روشهای دیگران را باید نکته بررسی عهد داد و از ایشان اقتباس کرد؛ زیرا روشهایی که هر کشور بوجود می آیند بواسطه کشورهای دیگر همچنین قابل استعمال می باشند.
کوای هم همانند کارل ارف به علت شروع آموزش از همان نتهای "می" و "سل" استعمال می کرد، و بخاطر آموزش سایر نتها علائم " حرکتی دست" که ابداء یک معلم انگلیسی به نام "جان اسپنسر کورون" ( John Spencer Curven) بود بکار می برد و سعی می کرد با این شیوه ساده در دل کودکان کم سن و سال نفوذ کرده و موسیقی را به آن ها بیاموزد.
کودای همینطور فواصل پنج تای (پنتاتونیک) را جهت کودکان مناسبتر از سایر فواصل می دانست و معتقد بود، فواصل نیم پرده ای بسبب کودکان نامناسب است.
این نظریه یکی از ضعفهای عمده شیوه کودالی می باشد؛ چون بسبب کودک فرق نمی کند، نیم پرده و یا پرده کامل و یا حتی ربع پرده را بخواند.
کودکان به لحاظ برخورداری از شنوایی بکری که دارند، آماده پذیرش هر گونه فاصله ای هستند و این مهمترین ویژگی کودکان می باشد، که باید معلمین موسیقی به آن توجه بسیاری هوشمندانه ای اعمال دارند.
با این همه در رسم کودای آواز خوانی بدون ساز، آوازهای مختصر ، حرکتهای آزاد، مهارتهای ریتمیک، تربیت گوش و حافظه موسیقایی بسیار نکته توجه می باشد.